(انتشارات انجمن و اوليا, چاپ اول, 1374, چاپ چهارم، سال 1381, 307 ص)
نوشته حاضر تلاشي است براي مقابله و معارضه با آن دسته از روشها، طرحها، برنامهها و توصيههاي باصطلاح تربيتي رايج كه به نام "تربيت" با قصد "اصلاح" با نيت ِ "خير" و با هدف "كمال بخشي" متربي را از "طبيعت" خويش، از سرمايههاي جاري و باقي در "فطرت" او خارج ساخته و همچون ابزاري در مسيري كه "ديگري" و "ديگران" براي او مهيّا نمودهاند به يدك ميكشد. محصول چنين تربيتي يا بهتر بگوييم برون داد چنين "صنعتي" ظهور متربي ِ عاريهاي برنامهريزي شده، شرطي شده، دست خورده، "مصنوعي"، "از خودبيگانه" و "مسموم و مصدوم" است. محصولي كه ترجمان تربيت عاريهاي، تصنعي، بُكسلي و وابسته است؛ چرا كه، در تربيت عاريهاي مربي، فرصت "تربيت شدن" را به متربي نميدهد و او را قبل از آنكه به اقتضاي فطرتش بشكفد، وادار به شكفتن زودرسش ميكند و قبل از آنكه عشق به حقيقت در او تجلّي يابد، او را وا ميدارد تا از روي اجبار و اكراه عشق بورزد و قبل از آنكه به سرمايه دروني طبيعتش دست يابد، او را مجبور ميكند كه به دست مايههاي تصنعي بيروني تكيه نمايد... .
تمام حقوق براي دكتر عبدالعظيم كريمي محفوظ است
Tel : (+9821) 88952003 Email : karimi@rie.ir , karimi_ab@hotmail.com
All rights reserved for Dr. Abdol Azim Karimi